زندگی ای روزگار ای چرخ گردون
توی سینه قلبمو این قدر نلرزون
ای فلك ای بانی افسونگریها
با دلم كمتر كن این بازیگریها
هر كه هستی هر چه هستی
بس كن این نامهربونی
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلك بس كن دیگه آتیش نسوزون
روی زخمامون دیگه نمك نپاشون
گاهی زشتی گاهی خـوبی هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتا مهربونی بعضی وقتا خصم جونی
اما وقتی سره قهری بدتر از تلخیه زهری
تو كی هستی تو چی هستی هوشیاری یا كه مستی
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
ای كه حیرونی تو از سر سختس ما
شاید آزارت می ده خوشبختی ما
ای فلك بس كن دیگه آتیش نسوزون
روی زخـمامون دیگه نمك نپاشون
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
روی زخمامون دیگه نمك نپاشون
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی